نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

فایده خواندن کتاب های تاریخی چیست؟

کتاب های تاریخی

این پست بازتاب شخصی من در مورد فوایدی است که از خواندن کتاب های تاریخ می برم. یکی از اهداف من از نوشتن آن این است که افکارم را روشن کنم، اما همچنین می‌خواهم تلاشم را برای تشویق دیگران به انجام بیشتر این فعالیت لذت‌بخش و مفید انجام دهم!

این همچنین به عنوان تشکر از کسانی است که کتاب های تاریخی می نویسند!

مزایای فوری – به محض شروع خواندن

ببینید چه اتفاقی افتاده – کنجکاوی خود را ارضا کنید

اکتشاف یک نیاز اولیه بشر است. با توجه به سفر در زمان گزینه ای نیست اگر بخواهیم گذشته را کاوش کنیم یکی از بهترین راه های انجام این کار خواندن کتاب تاریخ است. یافتن اطلاعات بیشتر در مورد زمان یا مکانی که احساس می‌کنید با آن ارتباط برقرار می‌کنید اما اطلاعات بسیار کمی در مورد آن دارید، می‌تواند یک تجربه هیجان‌انگیز و حتی هیجان‌انگیز باشد.

با یک کتاب تاریخ خود را سرگرم کنید

یکی از راه‌های نگاه به تاریخ، مجموعه‌ای از داستان‌های دارای بالاترین امتیاز/به اشتراک‌گذاشته‌شده‌ترین داستان‌ها در چند صد یا هزاران سال گذشته است. مسلماً من مشکلات شدید سوگیری، فرسایش و رنج را نادیده می‌گیرم، اما هسته‌ای از حقیقت در اینجا وجود دارد: آیا می‌خواهید داستانی درباره زمانی بخوانید که واقعاً هیچ اتفاقی نیفتاده است و هیچ‌کس چیز بسیار جالبی نگفته یا انجام نداده است؟ خوب بعید است که آن را در یک کتاب تاریخی بیابید – کتاب های تاریخی محبوب اغلب به صراحت برای سرگرم کردن و همچنین اطلاع رسانی به ما نوشته می شوند.

مزایای دانستن کمی بیشتر – پس از خواندن یک یا دو کتاب تاریخی

خواندن تاریخ می تواند به ما کمک کند بفهمیم مردم چه می گویند

ما ارجاعات تاریخی را در سراسر گفتار روزمره خود پراکنده می کنیم، خواه از آن آگاه باشیم یا نه. وقتی از سیاست های چپ یا راست صحبت می کنیم، به انقلاب فرانسه بازمی گردیم. وقتی برای یک غذای اسپارتی ناله می‌کنیم، یونانیان باستان را مقصر می‌دانیم. هنگامی که ما واترلو خود را ملاقات می کنیم، خود را با یک جنگ طلب خونین با قد متوسط ​​می شناسیم. صادقانه بگویم، در بیشتر مواقع می‌توانیم بدون اینکه بدانیم منظور کسی از اشارات کلاسیکشان دقیقاً چه چیزی است، به خوبی پیش می‌رویم – ضرری برای من نداشت که سال‌ها با این تصور مبهم که هانیبال یک فیل است سپری کنم – اما خوب است که بدانیم چیست. باعث می شود بقیه به نشانه موافقت عاقلانه سری تکان دهند.

کتاب های تاریخ می توانند به ما در درک بهتر زمان حال کمک کنند…

تنها با داشتن تصوری از گذشته است که می‌توانیم درک کنیم که چرا مردم ارزش‌هایی را که امروز انجام می‌دهند حفظ می‌کنند و چرا مانند خودشان رفتار می‌کنند. به عنوان مثال، درگیری های اعراب و اسرائیل ریشه در تجربه تاریخی دارد و تنها از این منظر معنا پیدا می کند. همچنین می‌توانیم ساختمان‌ها و مناظر اطراف خود را بهتر درک کنیم اگر بدانیم چه چیزی آنها را شکل داده است. آیا این مهم است؟ اگر می خواهید با افراد و مکان های مختلف ارتباط برقرار کنید، اهمیت زیادی دارد.

… حتی تاریخ از زمان بسیار دور

داستان هایی که مردم برای به خاطر سپردن و تکرار از گذشته خود انتخاب می کنند، می تواند مشغله های آنها را در زمان حال بسیار آشکار کند. برای مثال، هر دانش‌آموز چینی درک خوبی از جنگ‌های تریاک در قرن نوزدهم دارد، زمانی که مردم چین به دلیل ناتوانی‌شان در مقاومت در برابر قدرت‌های تهاجمی غرب که به مواد مخدر فشار می‌آورند، «تحقیر» شدند. این رویداد مدت‌هاست که از یادها رفته است، اما نشان دهنده تمایل نسل کنونی برای دیده شدن چین به عنوان یک کشور مستقل قدرتمند است.

درک کنیم که از کجا آمده ایم و هویت خود را تقویت کنیم

خواندن کتاب‌های تاریخ می‌تواند به مردم کمک کند تا احساسی نسبت به جایگاه خود در جهان پیدا کنند. اغلب این تاریخ ملی است و مردم را از طریق تجربه مشترک گرد هم می آورد، حتی اگر فقط در مورد آن تجربه می خوانیم. این همچنین می تواند یک پروژه بسیار آگاهانه به ویژه برای کشورهای “جوان” باشد – و کشورهایی که باید در جهان کمتر از 100 سال قدمت داشته باشند. اما هویت بسیار پیچیده‌تر از این است که در کدام کشور زندگی می‌کنید، و خواندن تاریخچه مرتبط با زندگی شما می‌تواند به شما کمک کند که نسبت به شخصیت خود اطمینان داشته باشید.

مزایای نحوه تفکر ما – پس از خواندن تعدادی از کتاب های تاریخی

دامنه تجربیات انسانی را درک کنید

اگر بتوانیم از طریق کتاب‌های تاریخی بهتر از خود قدردانی کنیم، می‌توانیم از نحوه زندگی دیگران نیز قدردانی کنیم. من فکر می کنم این بسیار مهم است زیرا دستاوردهای ما توسط تخیل ما محدود می شود – ما فقط می توانیم آنچه را که می توانیم تصور کنیم ایجاد کنیم. خواندن در مورد تمدن هاراپان یا دره سند، نمونه ای از فرهنگ پیچیده عصر برنز شهری شده را به ما می دهد که به ظاهر بسیار برابر و صلح آمیز بود. این می تواند ما را برانگیزد تا به راه های بهتری برای سازماندهی جامعه خود فکر کنیم – یا حداقل به چه کسی رای دهیم تا این کار را برای ما انجام دهد! از سوی دیگر خواندن برخی از چیزهای وحشتناکی که در گذشته اتفاق افتاده است می تواند به ما کمک کند تا بدانیم چه زمانی باید برای آنچه به آن اعتقاد داریم دفاع کنیم.

قدردانی از تغییر همه چیز باشید

تاریخ گاهی به عنوان مطالعه فرآیندهای تغییر تعریف می شود. من فکر می کنم که خواندن تاریخ – تغییرات در گذشته – می تواند به شما کمک کند تا تغییراتی را که در حال حاضر اتفاق می افتد یا آنچه ممکن است در آینده به تغییر کمک کند را درک کنید. کمی بحث را گسترش دهید: ممکن است از این حس تاریخی برای بهبود زندگی خود استفاده کنید… به یک مثال معروف از تاریخ می پردازیم: زمانی که ژولیوس سزار در اوایل 30 سالگی خود بود، وقتی فهمید اسکندر مقدونی فتح کرده بود، اشک می ریخت. در جهان شناخته شده در 32 سالگی، او خود چیزی به دست نیاورده بود. پس چشمانش را خشک کرد، بند صندل‌هایش را گرفت و میلیون‌ها گال را کشت و جمهوری روم را نابود کرد – و بدون شک احساس بهتری نسبت به خودش داشت.

کتاب های تاریخی
کتاب های تاریخی

قابلیت اطمینان یا حس حقیقت خود را توسعه دهید

تاریخ را می توان به شدت مورد مناقشه قرار داد. حتی در بهترین موارد تحت تأثیر شرایط نویسنده قرار می گیرد، گاهی اوقات می تواند عمداً بسیار مغرضانه باشد. با خواندن طیف وسیعی از کتاب‌های تاریخی، می‌توانیم خوانندگان منتقدتری باشیم، نه اینکه فقط آنچه را که به ما گفته می‌شود بپذیریم. این زمانی که ما دو نسخه متفاوت از یک چیز را می خوانیم بیشتر آشکار می شود. کتاب‌های تاریخ طبیعتاً ما را تشویق می‌کنند که سؤالاتی از این قبیل بپرسیم: چه مدرکی برای تأیید این استدلال وجود دارد؟ یا: دیدگاه نویسنده چگونه می تواند بر داستان او تأثیر بگذارد؟

با اعتماد سنج خود که از خواندن کتاب‌های تاریخ تثبیت شده‌ایم، بهتر آماده می‌شویم تا با میدان نبرد پر مناقشه کنونی روبرو شویم… جایی که تعصب و تلاش برای دستکاری حتی بیشتر در همه جا وجود دارد! و هنگامی که یک سیاستمدار قول می دهد که روزهای خوب گذشته را بازگرداند، ما احساس می کنیم که روزهای گذشته چقدر خوب بوده اند… و میزان موفقیت سیاستمداران قبلی که قول داده اند زمان را به عقب برگردانند.

می توانید از کتاب های تاریخ درس بگیرید

ایده عبرت گرفتن از کتاب های تاریخ در واقع در سنت تاریخی بریتانیا کاملاً بحث برانگیز است. من شنیده ام که تعدادی از مورخان این ایده را مسخره می کنند که شما باید تاریخ بخوانید تا درس بگیرید. با این حال، فکر می‌کنم منظور آنها این است: تاریخ را به مجموعه‌ای از «درس‌های آموخته‌شده» ساده‌تر نکنید. اما واضح است که شما انتظار دارید از خواندن کتاب‌های تاریخی چیزی بیاموزید، حتی اگر آنطور که خیلی‌ها به طور مستقیم فکر می‌کنند نباشند – اکثر ما در موقعیتی نخواهیم بود که تصمیم بگیریم مثلاً در زمستان به مسکو راهپیمایی کنیم یا نه. بنابراین، در حالی که فکر می‌کنم درس‌هایی برای آموختن وجود دارد، اما دقیقاً معنای آن بسیار پیچیده است و شایسته پست وبلاگ شخصی آن است (این فضا را تماشا کنید).

مشکلات خواندن کتاب های تاریخی

هدف ما در این وبلاگ انصاف و تعادل است، بنابراین اکنون به اشکالات خواندن کتاب های تاریخی می پردازم. واضح ترین نقطه ضعف برای من خطر تمرکز منحصراً بر گذشته و در نتیجه پنهان کردن زمان حال است. برای توضیح این موضوع: می‌توانم به یاد بیاورم که مدتی قبل از مراکش بازدید کردم و از این واقعیت که کتاب راهنمای من پر از اطلاعات در مورد ساختمان‌های تاریخی و امپراتوری‌های قدیمی بود، شگفت‌زده شدم، اما در مورد مراکش امروزی چیزی برای گفتن نداشت. مردم چگونه امرار معاش می کردند؟ آنها در اوقات فراغت خود چه می کردند؟ آنها در مدرسه چه آموختند؟ هیچ چی. تأثیر آن، همراه با بیشتر گردشگران دیگر، این بود که ما عمدتاً مراکش پر رونق امروزی را نادیده گرفتیم و در عوض خرابه‌های فرو ریخته گذشته را بررسی کردیم.

چند مشکل بالقوه دیگر وجود دارد که می توانم به آنها فکر کنم، به عنوان مثال نزدیک بینی تاریخی و “تاریخ حباب”، اما فعلاً آن را رها می کنم…

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

چرا کودکان به کتاب نیاز دارند؟

کودکان وقتی با هم کتاب می‌خوانند، پیوندهای عاطفی گرمی بین بزرگسالان و کودکان ایجاد می‌کنند.

به بچه‌ها کمک می‌کنند مهارت‌های زبانی اولیه را توسعه دهند و دایره لغات خود را عمیقاً گسترش دهند – بسیار بیشتر از هر رسانه دیگری.

کتاب ها تعاملی هستند. خرید کتاب کودکان آنها از بچه ها می خواهند که فکر کنند. کتاب های داستانی و غیرداستانی آگاهی ما را گسترش می دهند. آنها راه های جدیدی برای تفکر و ایده های جدید به ما می دهند. آنها جهان ما را فراتر از زمان و مکان گسترش می دهند و افکار اصلی ما را الهام می بخشند.

کتاب ها مهارت های تفکر انتقادی را توسعه می دهند. یک کتاب توسط یک فرد خوانده می شود. هیچ آهنگ خنده یا موسیقی ندارد که از نظر احساسی واکنش خواننده را تحریک کند. شما به تنهایی تصمیم می گیرید که درباره یک کتاب و محتویات آن چه فکری کنید و هیچ کس روی شانه شما خم نشود و به شما بگوید چگونه فکر کنید.

کتاب ها تخیل بچه ها را توسعه و تغذیه می کنند و دنیای آنها را گسترش می دهند. کتاب های مصور کودکان خردسال را با دنیای هنر و ادبیات آشنا می کند. رمان‌ها و کتاب‌های غیرداستانی هوشیاری حسی کودکان را تحریک می‌کنند و به بچه‌ها کمک می‌کنند تا ببینند، بشنوند، بچشند، احساس کنند و در سطحی خیالی ببویند. کتاب ها تخیل ما را آگاه می کنند و خلاقیت را برمی انگیزند.

 چرا کودکان به کتاب نیاز دارند؟
چرا کودکان به کتاب نیاز دارند؟

کتاب ها سؤال ایجاد می کنند

کتاب‌ به بچه‌ها اجازه می‌دهند که دنیا را قبل از اینکه مجبور به بیرون رفتن از دنیا شوند، امتحان کنند. کتاب‌ها به بچه‌ها این فرصت را می‌دهند که قبل از اینکه در زندگی واقعی برایشان اتفاق بیفتد، چیزی را در تصوراتشان تجربه کنند.

کتاب‌ها به بچه‌ها کمک می‌کنند تا برای مرحله بعدی بلوغشان آماده شوند، و به طور نایب برای دنیای «بزرگ‌تر» آماده شوند.

کتابها به ما کمک می‌کنند خودمان را بفهمیم، بفهمیم کی هستیم.

کتاب‌ها اعتماد به نفس ما را تقویت می‌کنند و به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم چرا همانی هستیم که هستیم. آنها به ما کمک می کنند تا بفهمیم از کجا آمده ایم و به ما کمک می کنند بفهمیم به کجا می خواهیم برویم.

به کودکان و بزرگسالان کمک می‌کنند تا خود را باز کنند، فراتر از خود جذبی حرکت کنند و با افراد دیگر ارتباط برقرار کنند.

عملکرد درونی دیدگاه‌های متعدد را به ما نشان می‌دهند و به ما اطلاع می‌دهند که بیش از یک راه برای مشاهده جهان وجود دارد.

ارتباط برقرار می‌کنند و ظرفیت ما را برای همدلی گسترش می‌دهند. آنها به ما کمک می کنند تا دیگران را درک کنیم. به ما کمک می کنند که دلسوزتر شویم.

کتاب ها به بچه ها کمک می کنند تا مسیر اخلاقی و اخلاقی خود را ترسیم کنند. کتاب ها به ما کمک می کنند تا در مورد درست و نادرست، خوب و بد فکر کنیم. کتاب‌ها می‌توانند راهنمایی کنند و به ما در تعیین اولویت‌های زندگی، مجموعه ارزش‌های خود کمک کنند.

کتاب ها به سوالات پاسخ می دهند : چرا کودکان به کتاب نیاز دارند؟

کتاب ها فرصتی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات فرهنگی فراهم می کنند. وقتی بچه ها یک کتاب را می خوانند و از یک تجربه خواندن مشترک لذت می برند، پیوندهای همسالان در یک نسل ایجاد می شود. وقتی کودکان، والدین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها کتاب‌های کلاسیک را به اشتراک می‌گذارند، پیوندهای گسترده خانوادگی و اجتماعی شکل می‌گیرد که یک چارچوب مرجع مشترک ایجاد می‌کند.

کتاب ها گستره وسیعی از اطلاعات، تجربه و دانش را ارائه می دهند. اما بر خلاف بسیاری از رسانه های الکترونیکی، کتاب ها همچنین عمق زیادی از اطلاعات، تجربه و دانش را ارائه می دهند. کتاب ها ما را در مورد مردم دیگر، کشورهای دیگر، آداب و رسوم و فرهنگ های دیگر آگاه می کنند. کتاب‌ها به ما کمک می‌کنند تا خودمان را در مورد تاریخ، هنر، علم، مذهب، طبیعت، ریاضیات و فناوری بیاموزیم – هر چیزی و همه چیز در جهان ما و فراتر از آن. کتاب‌ها همچنین به ما کمک می‌کنند تا تأثیری که همه آن چیزها بر ما و دنیای ما دارند را درک کنیم.

کتاب ها سرگرم کننده هستند و یک فرار عالی ارائه می دهند. آنها ما را به خنده و خنده وا می دارند. ما را به گریه می اندازند.

کتاب ها – بر خلاف بسیاری از سرگرمی های دیگر – برای همه رایگان است. می توانید کتاب مورد نیاز خود را به صورت رایگان در کتابخانه عمومی محله خود بیابید.

کتاب ها همراهان خوبی هستند. وقتی کتابی برای خواندن دارید، هرگز تنها نیستید.

کتاب ها به ما آرامش می دهند. کتاب‌ها به ما کمک می‌کنند بفهمیم که مهم نیست چه کسی هستیم یا چه تجربیاتی داریم، ما در دنیا تنها نیستیم.

کتاب ها ما را برای رویاپردازی الهام می بخشند.

کتاب ها ابزارهایی را برای دستیابی به رویاهایمان به ما می دهند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

بهترین راز وارن بافت برای موفقیت: هنر خواندن، به خاطر سپردن و حفظ کتاب های بیشتر

بهترین راز وارن بافت برای موفقیت

من فقط در دفترم می نشینم و تمام روز را مطالعه می کنم. بهترین راز وارن بافت برای موفقیت

وارن بافت، یکی از موفق ترین افراد در دنیای تجارت، روز خود را اینگونه توصیف می کند. نشسته خواندن.

او به همه توصیه می کند که بیشتر مطالعه کنند، و مطمئناً این هدفی است که همه ما می توانیم پشت سر بگذاریم. پیشرفت‌های شخصی ما در Buffer مرتباً به کتاب‌هایی که می‌خوانیم برمی‌گردد – اینکه چگونه می‌خواهیم بیشتر بخوانیم و خواندن را به عادت تبدیل کنیم. تصور می کنم شما نیز در همان قایق هستید. خواندن بیشتر یکی از رایج ترین جاه طلبی های ماست.

حالا چطور آن کار را انجام بدهیم؟ و وقتی همه آن اطلاعات را در اختیار داریم، چه کنیم؟

خواندن بیشتر و به خاطر سپردن همه آن بحثی است با لایه های مختلف و امکانات جالب فراوان. خوشحالم که چند احتمال را در اینجا در مورد نحوه خواندن بیشتر و به خاطر سپردن همه آن در اینجا مطرح می کنم، و مایلم نظرات شما را در زیر بشنوم.

اما ابتدا، اجازه دهید برخی از خطوط پایه را تعیین کنیم…

بهترین راز وارن بافت برای موفقیت
بهترین راز وارن بافت برای موفقیت

چقدر سریع میخوانی؟ بهترین راز وارن بافت برای موفقیت

یکی از میانبرهای واضح برای خواندن بیشتر، خواندن سریعتر است. این احتمالاً اولین جایی است که بسیاری از ما به دنبال یک پیروزی سریع در روال خواندن خود هستیم.

پس چقدر سریع می خوانید؟

Staples (بله، زنجیره تامین دفتر) داده های خواندن سریع را به عنوان بخشی از یک کمپین تبلیغاتی برای فروش کتابخوان های الکترونیکی جمع آوری کرد. این کمپین همچنین شامل یک ابزار تندخوانی بود که هنوز برای امتحان کردن در دسترس است.

تست سرعت خواندن Staples شامل داده‌هایی در مورد چگونگی جمع‌آوری سایر اطلاعات جمعیتی در هر دقیقه است. طبق گفته استیپلز، یک فرد بزرگسال به طور متوسط ​​300 کلمه در دقیقه می خواند.

  • دانش آموزان کلاس سوم = 150 کلمه در دقیقه
  • دانش آموزان پایه هشتم = 250
  • میانگین دانشجو = 450
  • میانگین “Exec سطح بالا” = 575
  • میانگین استاد دانشگاه = 675
  • سرعت خوان = 1500
  • قهرمان تندخوانی جهان = 4700

آیا خواندن سریعتر همیشه راه حل مناسبی برای هدف خواندن بیشتر است؟ نه همیشه. درک مطلب هنوز مهم است، و برخی گزارش‌ها می‌گویند که تندخوانی یا کم‌خوانی منجر به فراموشی جزئیات و حفظ ضعیف می‌شود . با این حال، اگر بتوانید در هر دقیقه کلمات خود را به میزان اندکی افزایش دهید و در عین حال درک مطلب خود را حفظ کنید، مطمئناً می‌تواند در تلاش شما برای خواندن مطالب بیشتر سودمند باشد.

راه دیگری نیز برای نگاه کردن به سوال «بیشتر خواندن» وجود دارد.

کتابخانه اسپین

مشاهده تمامی کتاب های آموزشی

چقدر می خوانی؟ بهترین راز وارن بافت برای موفقیت

تندخوانی وجود دارد، و سپس خواندن زیاد. ترکیبی از این دو بهترین راه برای تقویت روال خواندن شما خواهد بود، اما هر کدام به تنهایی ارزشمند هستند. در واقع، برای بسیاری از مردم، این موضوع مربوط به زمان آزمایشی شروع تا پایان با یک کتاب یا داستان نیست، بلکه بیشتر درباره خود داستان است. تندخوانی وقتی برای لذت مطالعه می کنید واقعا کمکی نمی کند.

از این نظر، میل به مطالعه بیشتر ممکن است به معنای داشتن زمان بیشتر برای خواندن و مطالعه بیشتر مطالب – کتاب ها، مجلات، مقالات، پست های وبلاگ- به طور کلی باشد.

بیایید با یک خط پایه خواندن شروع کنیم. سالی چند کتاب می خوانی؟

یک مطالعه در سال 2012 توسط مرکز تحقیقات پیو نشان داد که بزرگسالان به طور متوسط ​​هر سال 17 کتاب می خوانند.

کلمه کلیدی در اینجا “متوسط” است. افراط‌های زیادی در هر دو طرف وجود دارد، هم کسانی که بیش از 17 کتاب در سال می‌خوانند و هم آن‌هایی که خیلی کمتر می‌خوانند – مثل صفر. همان مطالعه Pew Research نشان داد که 19 درصد از آمریکایی ها هیچ کتابی نمی خوانند. یک نظرسنجی Huffington Post/YouGov در سال 2013 نشان داد که این تعداد ممکن است حتی بیشتر باشد: 28 درصد از آمریکایی ها در سال گذشته کتابی نخوانده اند .

5 راه برای خواندن کتاب ها، وبلاگ ها و مقالات بیشتر

1. خواندن برای سرعت: راهنمای تیم فریس برای خواندن 300٪ سریعتر

تیم فریس، نویسنده هفته کاری 4 ساعته و تعداد انگشت شماری از پرفروش‌ترین آثار، یکی از صداهای پیشرو در هک‌های زندگی، آزمایش‌ها و انجام کارها است. بنابراین جای تعجب نیست که او یک روش تندخوانی برای افزایش سه برابری سرعت خواندن شما دارد.

طرح او شامل دو تکنیک است:

  • استفاده از خودکار به‌عنوان ردیاب و گام‌به‌گام، مانند اینکه چگونه برخی افراد هنگام خواندن انگشت خود را روی یک خط جلو و عقب می‌برند.
  • خواندن هر سطر جدید را با حداقل سه کلمه از اولین کلمه سطر شروع کنید و حداقل سه کلمه را از آخرین کلمه پایان دهید.

تکنیک اول، ردیاب/پیسر، بیشتر ابزاری برای تسلط بر تکنیک دوم است. فریس این تکنیک دوم را بسط ادراکی می نامد . با تمرین، دید محیطی خود را با برداشتن کلماتی که مستقیماً با چشم ردیابی نمی کنید، مؤثرتر آموزش می دهید. به گفته فریس:

خوانندگان آموزش ندیده با جابجایی از اولین کلمه به آخرین کلمه، تا ½ از میدان جانبی خود را در حاشیه استفاده می کنند و 25 تا 50 درصد از زمان خود را صرف «خواندن» حاشیه های بدون محتوا می کنند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

هنرمند رایدر ریپس

هنرمند رایدر ریپس

هنرمند رایدر ریپس مدعی است که از شکایت درباره Bored Ape NFTs برای ساکت کردن او استفاده می شود

هنرمند رایدر ریپس اواخر ژوئن گذشته Yuga Labs ،

شرکت مادر پشت پروژه‌های NFT Bored Ape Yacht Club و Crypto Punks شکایتی را علیه هنرمندی به نام رایدر ریپس ، که مجموعه NFT خود را ایجاد کرده بود،

تنظیم کرد که تصاویری را با او به اشتراک گذاشته بود. روز دوشنبه، تیم حقوقی ریپس پاسخ داد و ادعا کرد که از این شکایت برای ساکت کردن او از طریق ارعاب قانونی استفاده شده است.

یک اقدام حقوقی با این هدف به عنوان SLAPP شناخته می شود که مخفف دعاوی استراتژیک علیه مشارکت عمومی است. به گفته کمیته خبرنگاران برای آزادی مطبوعات ،

یک طرح ضد SLAPP درخواستی برای رد یک پرونده به این دلیل است که این پرونده شامل “سخنرانی در مورد یک موضوع نگرانی عمومی” است.

تیم حقوقی ریپس ادعا می کند که این هنرمند

“از هنر خود برای فراخوانی یک شرکت چند میلیارد دلاری ساخته شده بر اساس سوت سگ نژادپرستانه و نئونازی استفاده کرده است.”

آزمایشگاه یوگا از اظهار نظر خودداری کرد.

از ابتدای سال 2022، ریپس، شریکش جرمی کاهن،

و ده جان دز، یک کمپین ویروسی را رهبری می‌کنند که ادعا می‌کند بنیانگذاران آزمایشگاه‌های یوگا در سراسر پروژه موفق NFT خود، Bored Ape Yacht Club، تصاویری از سمت راست را به نمایش گذاشته‌اند.

ریپس تحقیقاتی را که او و تیمش در مورد این موضوع جمع آوری کرده اند در وب سایتی به نام gordongoner منتشر کرد. او درباره این موضوع به طور گسترده در شبکه های اجتماعی صحبت کرده و با مطبوعات و شخصیت های اینترنتی در این زمینه مصاحبه هایی انجام داده است.

آزمایشگاه یوگا قبلاً اتهامات ریپس در مورد نژادپرستی را رد کرده بود

اما آزمایشگاه‌های یوگا تنها زمانی شکایت کردند که ریپس با RR/BAYC، مجموعه‌ای NFT که در آن Bored Apes را از مجموعه آزمایشگاه‌های یوگا دوباره استخراج کرد

و 9500 عدد از این NFT‌ ها را به قیمت حدود 1.6 میلیون دلار برای آنها به فروش رساند، شکایت کرد.

آزمایشگاه یوگا ادعا می کند که انجام این کار نوعی نقض علامت تجاری است که مشتریان بالقوه را تهدید می کند. به‌طور قابل‌توجهی در شکایت، اتهامات افترا وجود نداشت، اگرچه در این شکایت بارها به «کمپین آزار و اذیت ریپس بر اساس اتهامات نادرست نژادپرستی» اشاره شده بود.

وکلای Ripps و Cahen ادعا می کنند

که استفاده از تصاویر BAYC نوعی تخصیص است و ریپس قصد فریب مشتریان بالقوه BAYC را برای خرید NFT های خود نداشته است.

تیم RR/BAYC در وب‌سایت خود نوشت که RR/BAYC یک اثر هنری بود که

هدف آن استفاده از «طنز و تملک برای اعتراض و آموزش مردم در مورد The Bored Ape Yacht Club و چارچوب NFTs بود».

درخواست ریپس و کاهن برای اخراج توضیح می‌دهد که استفاده آن‌ها از هنر تخصیصی به طور خاص چندین هدف را دنبال می‌کند: «(1) توجه به استفاده یوگا از پیام‌ها و تصاویر نژادپرستانه و نئونازی،

(2) برای افشای استفاده یوگا از افراد مشهور و محبوب ناخواسته.

برندها برای انتشار مطالب توهین‌آمیز، (3) ایجاد فشار اجتماعی که از یوگا می‌خواهد

مسئولیت اقدامات خود را بپذیرد، و (4) آموزش عمومی در مورد ماهیت فنی و کاربرد NFT‌ها.

در بیانیه ای ایمیلی، لوئیس تومپروس از WilmerHale، وکیل Ripps و Cahen، گفت که آنها به دنبال هزینه ها و هزینه های وکیل هستند.

نوشته شده در دیدگاه‌تان را بنویسید

استوارت وودز در ۸۴ سالگی درگذشت

استوارت وودز در ۸۴ سالگی درگذشت

استوارت وودز در ۸۴ سالگی درگذشت

استوارت وودز در ۸۴ سالگی درگذشت

 نویسنده پرفروش فیلم ها

اسرار او شخصیت های عجیب و غریبی مانند استون برینگتون، یک وکیل میل طلب نیویورکی را نشان می داد که مانند آقای وودز در خانه الین می نشست.

استوارت وودز، نویسنده معمایی پرکار و برنده جوایزی که در طول آنچه در کتاب خاطراتش به عنوان «زندگی اسراف‌آمیز» توصیف شده بود، کتاب‌های پرفروش متعددی را به دست آورد، در 22 ژوئیه در خانه خود در واشنگتن، کان، درگذشت. او 84 سال داشت.

این مرگ توسط همسرش، جینماری وودز، تنها بازمانده فوری او تایید شد. او دلیلی را مشخص نکرد.

آقای وودز که یک خلبان هواپیمای جت خصوصی و ملوان ماوراء اقیانوس اطلس با خانه هایی در نیویورک،

مین و فلوریدا نیز بود، به طور تصادفی به عنوان یک رمان نویس وارد حرفه خود شد.

اما زمانی که نویسنده شد، در سال 1981 برای اولین رمانش،

« رئیس‌ها »، 7500 دلار پیش پرداخت کرد و به عنوان یک کارخانه داستان‌نویسی تک نفره،

5 فیلم هیجان‌انگیز را در سال ساخت. در سال 1983 اساس یک مینی سریال شش ساعته CBS شد.

آثار او در طول چهار دهه شامل ده‌ها کتاب پرفروش نیویورک تایمز می‌شد که در میان شخصیت‌های دیگر،

استون برینگتون، یک وکیل دلسوز، شهوانی نیویورکی و کارآگاه پلیس سابق،

به چشم می‌خورد. اد ایگل، وکیل مدافع سانتافه؛

ویلیام هنری لی چهارم، سناتور جورجیا که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

هالی بارکر، سرگرد بازنشسته ارتش و رئیس پلیس فلوریدا که توسط سیا استخدام شده است .

و ریک بارون، کارآگاه پلیس که در دهه 1930 مدیر تولید یک استودیوی هالیوود می شود.

آقای وودز همچنین یک کتاب سفر با عنوان “راهنمای رمانتیک به مسافرخانه های کشور بریتانیا و ایرلند” (1979) نوشت.

او در سال 1999 به نیویورک تایمز گفت: “من تخیل بالایی دارم .”

معمولاً دو ساعت در روز، تا حدود ظهر می نوشت، که در آن زمان به اندازه یک فصل کامل منتشر می شد. او گفت که قبل از ارسال کتاب، «نیم دوجین فصل را در آغاز و خلاصه‌ای از بقیه را تکمیل کرده و برای ناشر من ارسال می‌کند».

او افزود: «وقتی آن‌ها این را قبول کردند، من خلاصه داستان را نادیده می‌گیرم و هر کاری می‌خواهم انجام می‌دهم.»

خاطرات او با نام «یک زندگی اسراف‌آمیز» در ژوئن منتشر شد.

جانت ماسلین، منتقد تایمز، با اشاره به تولید «ساعتی» آقای وودز، او را به یک رمان‌نویس عاشقانه محبوب و پرتلاش تشبیه کرد و او را «نورا رابرتز پرفروش‌های اسرارآمیز» نامید.

آقای وودز و شخصیتش استون برینگتون هر دو به پاتوق ادبی Elaine در Upper East Side منهتن رفتند. برای زنده نگه داشتن سالن در یک نقطه، آقای وودز سعی کرد آن را از مالک نمک خود، الین کافمن ، خریداری کند، زمانی که از نظر مالی در رنج بود.

الین در نهایت در سال 2011 بسته شد، اما موزه آقای وودز بدون محدودیت باقی ماند.

او گفت : «من یک تئوری دارم که نویسندگان آن را مسدود می‌کنند، ترس از این است که کتاب به آن خوبی که شما به همه دوستانتان می‌گویید نباشد، بنابراین اگر هرگز آن را تمام نکنید، هرگز شما را پیدا نمی‌کنند.» او افزود: «هر روز یک اراده هماهنگ لازم است که روی آن کار کنید.»